تبلیغات
خاطـــــــــره - کربلا هنوزهم برایم رویاست...
تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 03:43 ب.ظ | نویسنده : خاطره
شبی ساکت و دلگیر خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر؛ نزدیک اذان بود که پیچید در آفاق؛ 
همه نغمه ی تکبیر،نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش... که باز است به درگاه الهی
در رحمت؛ گفتم به خدا بین دعایم که دلگیر اذان حرم کرب بلایم...


کربلا هنوز هم برایم رویاست و چه رویای زیبایی...
رویایی که هنوز درجام بلورین غربت با همه ی وجودم آن را می بینم.
رویایی که تا آن سوی حقیقت وسعت دارد.
در مکتب سرخ شهادت،قلم سلاح است و سرمشق ها خط خون، و جبهه کلاس درس و حسین آموزگار شهادت.
نسل ما به بنفشه های باغچه ی همسایه می رسد.
باورکن...سروهای ما ریشه در زلالی عشقمان دارد...