تبلیغات
خاطـــــــــره - فرقی ندارد......
تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 11:52 ق.ظ | نویسنده : خاطره

توآمریکا مراسم روضه بود

شب اول : یه سیاه پوست هم بین عزادارابود...براش یه مترجم گذاشتیم.

شب های بعد:یک...دو...سه...چهار............................وتعدادشون بیشتروبیشترمیشد...

بالاخره مجبورشدیم یه جای دیگه هم برای مراسم بگیریم.

شب آخــــر:150 تاسیاه پوست!!!!!!!!!!

_میخوایم "شیعـــــــــــــه" بشیم!!!

_براچی میخواین شیعه بشین؟؟؟

نگاه ها به سمت سیاه پوستی که شب اول اومده بود مراسم...

_براچی شیعه؟؟؟

_شب اول یه تیکه ازروضه ی "جون" راخوندی...غلام سیاه امام حسین...

همونی که موقعی که امام حسین سرشوگذاشت روپای خودش سه بارسرش را انداخت 

گفت جایی که سرعلی اکبـــربوده جای سر"جون"نیست! ولی امام حسین سرشوگذاشت روپاهاش وجون شهیدشد!

من رفتم به این سیاه پوستاگفتم بیایدکه دینی را پیدا کردم که توش "سیاه" و سفید فرقی نداره...








غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد..

یک حقیقت: روسیاهی و روسفیدی به رنگ این پوست نیست که چندروزی چهره هایمان راپوشانده...

میتوان پوستی سیاه داشت و" روسفیـــــــــد" شد... این حقیقت را ازعاقبت " جـــــون"   " بلــــال"  و.............

 وهزاران همچون آنها میشودفهمید...


این بیت برای خودم و مثل خودم:

زمعصیت سیه است روی نوکرت ارباب
بیاوباردگرروسیاه رادریاب...