تبلیغات
خاطـــــــــره - آقا! کجایی درد بی اندازه دارم...
تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393 | 01:39 ب.ظ | نویسنده : خاطره


آقا! کجایی؟ درد بی اندازه دارم

ساعت به ساعت، زخم هایی تازه دارم

لبریزم از زخمی که خورده بر فلسطین

زخم سیاه شصت ساله، زخم چرکین

زخمی که در قلب زمین، ناخوش نشسته 

زخمی کهحرمت از بنی آدم شکسته 

زخمی که می خواهد فلسطین را ببلعد

ایمان، شرف، قرآن و آئین را ببلعد

این روزها هر کوچه اش درد است غزه

در چنبر اشباح شبگرد است غزه 

چون بادها بی سرزمین، سخت است آقا!

آواره هر جای زمین، سخت است آقا! 

ادامه شعر در: ادامه مطلب...


اینجا بچه گناهی جز مسلمانی ندارد 

در فکر خود آیات شیطانی ندارد

بچه توان تانک مرکاوا ندارد 

در بچگی با هیچکس دعوا ندارد

باید تقاص عشق از کرکس بگیری 

باید عروسک هایشان را پس بگیری

آقا! کجایی درد بی اندازه دارم

ساعت به ساعت زخم هایی تازه دارم

اینجا جوان را زنده سوزاندند مولا

آوارگان از خانه شان راندند مولا

صهیون سراپایش چنان دیو است آقا! 

کفر زمین نامش تلاویو است آقا! 

این دستخط سرخ شیطان رجیم است 

ابلیسگاه خاک، نامش اورشلیم است

آقا! رژیم جعلی شیطان همین جاست ابلیس؛ 

تنها دشمن انسان همین جاست

آقا! نتانیاهو همان ابلیس زشت است 

آقا! اوباما عنکبوت بدسرشت است

عصر شما بسیار خونین است آقا!

یک گوشه اش زخم فلسطین است آقا!

یک گوشه اش را فتنه ی داعش گرفته 

از چشم آدم، خواب و آرامش گرفته 

فرزندهای ساعده هر گوشه هستند 

ننگ زمین؛ القاعده هر گوشه هستند 

من مطمئنم، لشکر شیطانی است این 

آتش در آتش فتنه ی سفیانی است این 

از شیعه و سنی ندارد سهم، داعش

بر شیعه و سنی ندارد رحم، داعش 

آقا! بیا و فتنه ی داعش بخوابان 

این نقشه ی در حال افزایش بسوزان 

بر هم بزن این فتنه ی شیطانی آقا!

در هم بکوبان لشکر گولانی آقا! 

با خاک یکسان کن تمام عسقلان را 

از هم بپاشان اتحاد بدسگان را

کی می شود با تو رها گردد فلسطین 

لبریز از عطر خدا گردد فلسطین 

کی می شود آهنگ یا مولا بخوانم

کی رکعتی در مسجد الاقصی بخوانم..